منو

وکیل باشی

به دنیای وکیل باشی خوش آمدید.

اگر قرارداد ، لایحه و آموزش مورد نظر خود را پیدا نکردید همین الآن با وکیل باشی تماس بگیرید.

دعاوی مربوط به متوفی و امورحسبی

اظهارنامه اعلام بطلان وکالتنامه رسمی بلاعزل به علت عدم اهلیت و حجر موکل

وکالت عقدی جایز است یعنی عقدی است که با مرگ هر یک از طرفین یا استعفای وکیل یا عزل وکیل توسط موکل و یا با جنون و سفه وکیل و یا موکل پایان می یابد . بلاعزل بودن وکیل مانع از بین رفتن وکالت در صورت عارض شدن حجر به هر یک از وکیل و موکل نمیباشد . طبق ماده 678 قانون مدنی وکالت به موت وجنون وسفه هر یک از طرفین منفسخ میشود و از بین میرود. طبق ماده 678 قانون مدنی در زمانیکه موکل دچار حجر شود وکالت بلاعزل خود به خود منفسخ میشود ولی بهتر است در این موارد طی اظهارنامه مذکور به وکیل ابلاغ شود که موکل دچار حجر شده است و حکم حجر وی نیز صادر شده و صلاحیت دخالت در امور خود را ندارد و از این پس وکیل حق انجام مورد وکالت را ندارد و در ادامه دادخواست ابطال آنرا از دادگاه بخواهد تا دیگر موردی برای بحث و جدل نباشد.

اظهارنامه اعلام غیرقانونی بودن تصرف به دلیل ابطال عقد اجاره به علت فوت موجر و تقاضای تخلیه ملک

قرارداد اجاره از نوع لازم بوده و بعد از فوت مالک مستاجر می‌تواند تا مدت معلوم از ملک موردنظر بهره‌برداری کند؛ بنابراین بر اساس این قانون، ورثه مالک نمی‌تواند مستاجر را مجبور به تخلیه ملک قبل از مدت معلوم و درج ‌شده در قرارداد ثبت‌ شده کند. اما در این قانون دو استثنا وجود دارد و آن‌هم شرط مباشرت و عقد قرارداد مطابق با عمر مالک است. اگر موجر فقط برای مدت عمر خود، مالک منافع عین مستاجر باشد، اجاره به فوت موجر باطل می‌شود. در اینصورت مستاجر باید عین مستاجره را تخلیه کند. لذا ورثه میتوانند اظهارنامه مذکور را برای مستاجر مبنی بر غیرقانونی بودن تصرف وی بعد از فوت موجر، ارسال نموده و خواهان تخلیه ملک شوند.

اظهارنامه مطالبه اجرت المثل ایام تصرف ملک موروثی

مطابق قانون تمامی شریکان یک مال مشاعی به تناسب سهم خود در تمام اجزاء آن مال شریک هستند و هریک برای دخل و تصرف مادی در مال مشاعی، باید اجازه دیگر شرکاء یا وراث را نیز داشته باشند و در صورتیکه شریکی بدون اذن شریک دیگر در مال مشاعی تصرفی نماید در حکم غاصب بوده و ضامن است. از انجا که اموال مورث پس از فوت وی به ورثه وی خواهد رسید ورثه در حکم مالکین مشاع خواهند بود بنابراین تصرف هریک از آنها در مال فوق محکومیت متصرف به پرداخت اجرت المثل را به همراه خواهد داشت. در اینصورت باید ورثه طی اظهارنامه مذکور خطاب به وارث متصرف، رفع تصرف را بخواهند. در صورت خودداری آنان از رفع تصرف از مال، دادخواست حقوقی به دادگاه با عنوان مطالبه اجرت‌المثل ایام تصرف ملک تقدیم کنند.

وقف، از جمله از عقود است که به موجب ان مالک عین، مال خود را حبس و مصون از نقل و انتقال میکند، به سبب وقف، مالکیت او نسبت به مال خارج می گردد و در نتیجه منافع ان می‌تواند برای قشر خاصی که مورد نظر واقف بوده است، وقف گردد در صورتیکه بین افراد اختلاف ایجاد گردد به این صورت که در مورد ملکی بین دو نفر در مورد وقفیت و مالکیت ان، اختلاف باشد و خواهان، مدعی وقفیت مال مزبور باشد میتواند دادخواست مذکور را ارائه نماید.

دادخواست صدور حکم موت فرضی غایب

صدور حکم موت فرضی در مورد کسی صادر می‌شود که مدت طولانی از غیبت او می‌گذرد و هیچ خبری از او نیست و بعد از گذشت این مدت عرفا چنین شخصی زنده فرض نمی‌شود طبق ماده 1019 قانون حکم موت فرضی غایب در موردی صادر می شود که از تاریخ آخرین خبری که از حیات او رسیده است مدتی گذشته باشد که عادتا چنین شخصی زنده نمی ماند. در اینصورت اشخاص ذینفع از جمله ورثه یا موصی له میتوانند دادخواست مذکور را به دادگاه صالح ارائه دهند.

طبق ماده 1025 قانون مدنی وراث غایب مفقودالاثر می توانند قبل از صدور حکم موت فرضی او نیز از محکمه تقاضا نمایند که دارائی او را به تصرف آن‌ها بدهد‌ مشروط بر اینکه اولا غایب مزبور کسی را برای اداره کردن اموال خود معین نکرده باشد و ثانیا دو سال تمام از آخرین خبر غایب گذشته باشد بدون اینکه حیات یا ممات او معلوم باشد.

دادخواست تعیین امین برای اداره اموال غائب

طبق ماده 130 قانون امور حسبی دادستان و اشخاص ذینفع از قبیل وراث و بستانكار حق دارند از دادگاه درخواست تعیین امین برای اداره اموال غایب بنمایند. پس از وصول درخواست نصب امین ، دادگاه در خصوص غیبت و اینكه غایب كسی را برای اداره اموال خود معین كرده است یا نه تحقیق نموده و پس از احراز غیبت و وجود شرایط ماده 1012 قانون مدنی ، تعیین امین می‌نماید.

در مواردی نیز که انحلال شرکت به موجب حکم دادگاه صورت می گیرد ، مدیرتصفیه را خود دادگاه نه شرکت در ضمن صدور حکم به انحلال معین خواهد کرد حال اگر به هر علت مدیر تصفیه تعیین نشده باشد، دعوی تعیین مدیر تصفیه با ارائه دادخواست مذکور، می‌تواند توسط افراد ذینفع، مطرح شود.

به موجب تبصره 5 ذیل ماده 20 قانون ثبت احوال، قانونگذار ذکر سیادت را در اسناد سجلی ساداتی که سیادت آنان در اسناد سجلی پدر یا جد پدری مندرج باشد و یا سیادت آنان با دلایل شرعی ثابت گردد الزامی عنوان نموده است. مگر کسانی که خود را سید ندانند و یا عدم سیادت آنان شرعاً احراز شود. بنابراین در صورتی که اداره ثبت احوال محل با ادعای خواهان موافقت نداشته باشد شخص می تواند با با تقدیم دادخواست مذکور به دادگاه صالح، برای اثبات سیادت، دادخواست ثبت و اثبات سیادت را بدهد.

در صورتیکه ناظر فاقد صفت امانت شده و در انجام وظایف محوله مرتکب تعدی و تفریط شود، و در نتیجه قادر به انجام وظایف خود نبوده و صلاحیت لازم جهت نظارت بر اعمال قیم را نداشته باشد شخص ذینفع میتواند دادخواست مذکور را به دادگاه صالح ارائه نماید.